مراد على شمس
66
با علامه در الميزان ( فارسى )
دگرگونىهاى تدريجى در موجودات بدست آمده ، آيا دگرگونى در يك نوع است ؟ و يا دگرگونى از نوعيتى به نوعيت ديگر است ؟ و آيا در اين رابطه بين انسان و ميمون خويشاوندى وجود دارد ؟ ! ج - آنچه تاكنون يافت شده شهادت مىدهد بر دگرگونى تدريجى ، هرچه هست دگرگونى در يك نوع است ، كه همواره از صفتى به صفتى ديگر منتقل مىشود ، ولى از نوعيتش به نوعيتى ديگر منتقل نشده است ، و تاكنون به اين معنا برنخوردهاند كه مثلا ميمونى حيوان غيرميمون و كاملترى شود ، و مدعى همين است كه انواع در سير تكاملى جاى خود را به يكديگر داده ، نوع ناقص بدل به نوع كامل مىشود . آنچه مىتوان پذيرفت ، و نمىشود انكار كرد ، تنها اين مقدار است كه نشأهء زندگى از نظر كمال و نقص و شرافت و پستى داراى مراتبى مختلف است ، و اعلى مراتب زندگى ، زندگى انسانى است ، و از آن پائينتر زندگى حيواناتى است كه به زندگى انسان شبيهتر است و همچنين حيوانات ديگرى كه در مراتب پائينتر از زندگى انسان قرار دارد كه هريك به زندگى انسان نزديكترند در مرتبهء عالىترى قرار دارند . و امّا اينكه اين اختلاف مراتب از راه تطور هرنوعى به نوع همسايهء خود كه كاملتر از آن است صورت گرفته ، هيچ دليلى در كار نيست ، كه آن را افاده كند ، و از اختلاف مراتب زندگى نمىتوان تطور را نتيجه گرفت . بله مىتوان از آن حدس غيريقين زد ، پس فرضيهء تطوّر انواع ، فرضيهاى است حدسى ، كه اساس علوم طبيعى امروز را تشكيل داده ، كه ممكن است روز ديگر فرضيهاى قوى جاى آن را بگيرد ؛ چون علم هيچوقت توقف نمىكند ، و همواره رو به پيشرفت ، و دامنهء مباحث علمى رو به گسترش